چپول

امروز گفتم نخوابم برق رفت خوابیدم قبلش زی زی گفت میشه پاشی بشینم گرفتم خوابیدم!

ظهر خوابدم تا پنج

مثلا قرار بود نخوابم امروز بدنم عادت کنه

من نمیدونم حالا 5 دقه دیگه چجوری بخوابم:/

دعا میکنم همه یک خواب عمیق راحت با تنی سالم داشته باشند.

همش یاد این آهنگ زانیار میفتم که میگه 



...یک خواب عمیق و راحت تنها چیزی که میخوامش... 

 


مامانم گفت از یک مهر اصلا بیدارم نمیکنه و من بعد سه سال نمیدونم چجوری به هر روز صبح بلند شدن عادت کنم! اینم از بدی ظهری بودن.

دیگه رفتیم بیرون شیشه خریدم برای ویترای یکیشو دادم به رقیه یکی شو زینب گرفتم دوتا بیشتر نموند:/ مرسی!

همین! اینم از امروز که خیلی پربار بود!


یک چیز دیگه سارا زنگ زد خواست بیاد خونمون اما نشد! 



نمیدونم چند روز گذشت که تلگرام ندارم ولی برای من یک هفته گذشت! حالا باید تا شنبه صبر کنم تا تل باز کنم امیدوارم بشه فردا باز کنم. دلم برای رفیقم تنگیده. صدیقه رو میگم:/ 




پ.ن : یک پسربچه داشتم که خرسشو بغل کرده بود خوابش برده بود  روی پروی تلگرامم بود ولی فعلا نداشتم اینو گذاشتم  :دی


پ.ن 2 : پیداش کردم لوگو اون وبلاگم بود :دی