میان کتاب ها گشتم
میان روزنامه های پوسیده ی پر غبار,
در خاطرات خویش
در حافظه ای که دیگر مدد نمی کند
خود را جستم و فردا را
عجبا!
جستجوگرم من
نه جستجو شونده
من در این جای ام و آینده
در مشت های من
احمد شاملو
چرا اینقدر فیلم ترسناکا رو رومخ درست میکنن که ترسناک شه؟ خب بابا از اول فلانی بگه دیگه یا همیشه ادم نباید شجاع باشه تو که دیدی یکی با ملافه داره میاد سمتت ولی هیچ کس نبود خب چرا دوباره میری؟ تو که دیدی عروسه تکون میخوره پس چرا باز درو باز میکنی؟ بااز نکن دیگه اه همش باید حرص خورد:(( اصن از فیلم ترسناک بدم میاد:( فیلم ترسناک اینجوری
از اینکه حافظم تو اسم ها اینقدر ضعیفه بعضی موقا از خودم خجالت میکشم.
هرچی زور میزنم اسامی فیلم و کتاب که دیدم فقط سیر داستان یادم میاد بعد اخیرا اینجوری هم شدم میبینم میگم خداااااا خیلی اشناس(توی لیست فیلمم و مطمئنم دیدم) ولی اصن سیر داستانشم یادم نمیاد://
اسامی... شاید حتی کلمات.. خیلی وقته ارزششونو از دست دادن برام. تصاویر هم دارن از دست میرن.
انگیزه, انگیزه امید درست میکنه, انگیزه باعث انجام کنش یا فعالیتی میشه. انگیزه ای برای هیچ چیز ندارم و نمیدونم چجوری درستش کنم. پس انگیزه ای برای حفظ کردن هیچ چیز رو هم ندارم
شبا حالم بد میشه.
کاش هیچ وقت شب نشه
شما هم یک مشت برگه دارید که جمع کردید نمیدونید چیه ولی میدونید مهمه و یک روز ممکنه به دردتون بخوره؟ یا فقط من اینجوریم؟
هر سال هم میشینم برگه ها رو نگاه میکنم نصفشونو میندازم دور بقیه شونو میگم یک روز نیازم میشه هیچ وقت در طول اون سال نیازم نشد:///
کلا دل کندن از هر چیزی یکم برام سخته به وسایلام خیلی وابستم در حدی که مامان بهم میگفت اشغال جمع کن :/ که البته فک کنم این یک موردو همه ی بچه ها شنیده باشند در یک برهه زمانی جز بچه های مثبت منظم که مثل پتک میخورن تو سر ما (خواهرم زینب)
این سنت تخم مرغ رنگ کردن رو کی راه انداخت که هم تو ایران هست هم تو خارج؟
اصن مگه من خرگوشم برای مبانی باید تخم مرغ رنگ کنم؟
متولدین 29 اسفند زیادن یا اونم مثل 1 دی چون مناسب هست تو چشن
چرا به کسی که خودشه میگن دیونه؟
مشکلات یا حل میشن یا تموم میشن پس خودتو درگیر چیزی مهم تر از اینا بکن
همه چیز حل میشه! یک دروغ بزرگ! هیچ چیز حل نمیشه فقط تموم میشه... تموم.
همین جور که این لحظم تموم میشه همین جور که این, شادی تموم میشه همین جور که این, غم و مشکلات تموم میشه همه چی یک, روز تموم میشه هر چی کردی و نکردی هم تموم میشه . هیچ چیز حل نمیشه فقط تموم میشن. شاید یکی از راه های تموم شدن حل شدن باشه ولی هیچ چیز حل نمیشه حتی مسئله های حل شده,
پس هر چی که تموم میشه ارزش نداره پس همه ی ارزوها رویاها و این دنیا و... همش ارزش نداره.
+ جمله اخری پست, قبلی
دروغ میگم هیچی برام مهم نیست.
شاید ... نه واقعا برام مهم نیستند فقط ازشون میترسم...
پس دروغگو نیستم یک ترسوی بزدلم که قایم شده
نمیدونم چرا نمیمیرم من؟
یک چی هست به اسم نمیدونم چی! یادم رفت! مهم نی بهتر یادم رفت
کاش میشد به همین راحتی همه چ رو فراموش کنم.
همه چی رو
نمیدونم اینقدر غرق انیمه بودم که یک لحظه گفتم خدایا فرار کنیم زنده بمونیم خورده نشیم...
خورده شدن توسط چیزی به اسم عرف و مذهب یا هرچیز دیگه
خیلی از حرفای پناهیان متنفرم چرت محض میگخ من نمیدونم مامان میخاد گوش بده چرا بلند میزاره؟
رسما میگه هر کی هر کصی خاست بگه و تو تحمل کن شاید با نظر تو متفاوت باسه اما تحمل کن که قوی شی://
://
خیلی اه چرا من. باید بر اساس خط قرمزا و باید و نباید یکی دیگه زندگی کنم؟!
میخام از این دیوار این مزرعه عبور کنم میخام فرار کنم من محصول نیستم من محصول هیولاهای عرف و مذهب نیستم.
فرار میکنم چون نمیخام یکی برام تصمیم بگیره بگ شادی چیه و بگه اینجوری زندگی کن یک زندگی روتین
فرار میکنم چون تا وقتی زیر این چترم این موضوع بره یک موضوع دیگه میاد
میخام ازاد باشم
نیمخام توسط دین خورده شم
عاشق این انیمه شدم کاش دانلودش میکردم تو اپارت نمیدیدم که باز بتونم ببینم:(حیف نت )
هیچ وقت به یک اطلاعاتی که داری مطمئن نباش...
هیچ وقت اطلاعاتتو با دیگران به اشتراک نزار...
هییس...
ساکت...
دنیا پر از سوراخ موش هایی هستند. موش ها از هر حیوان(منظور بقیه انسان ها) دیگری کثیف پلید ترند.
اسمش را می گذاریم دوست مجازی
اما آن سو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را می نویسد
وقت می گذارد برایم، وقت می گذارم برایش
نگرانش می شوم
دلتنگش می شوم
وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد می شود
مطمئن می شوم که حقیقیست
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد…!